گنج داریم و گدایی می کنیم!
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٩  

کار ما به این جا رسیده که با داشتن قران، زیر بار


کفار می رویم! خدا لعنت کند به کسانی که با رشوه


خواری، کفار را بر بلاد اسلامی مسلط و مسلمانان را


تسلیم بهایم و درندگان کردند! چه رشوه ای که یکی


بدهند و هزار بگیرند، آیا این رشوه است؟! غلط است


که اسم رشوه بر آن بگذاریم.


آیا این کارها از روی اضطرار و ناچاری است تا گفته شود: " رفع ما اضطروا الیه. "

 

( آن چه امت من در انجام آن ناچارند.......از آنان


برداشته شده است.) آن را شامل می شود؟! آیا نمی


توانیم در خانه ها و بلاد خود بنشینیم؟ آیا ناچاریم که با


آن ها هم پیمان شویم؟! آیا بزرگان و مشایخ ما


مسلمانان از روی ناچاری چنین کاری کردند؟! ما


مسلمانان با این که چنین گنجی داریم، گویا نداریم و از


دست داده ایم! و از سوی دیگر دشمنان خود را هم


کالعدم حساب کردیم. سنی ها قرآن را کالعدم شمردند و


ما شیعیان، امام و عترت را! اعتقاد داریم ولی عملا


کالعدم حساب کرده ایم و تابع سازمان ملل و فرمان او-


که تابع زور است- هستیم.

 

 


 
محبت اهل بیت- علیهم السلام – اعظم طاعات و عبادات
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ اسفند ،۱۳۸۸  

 

سوال: روایاتی در کافی مذکور است که مفاد آن ها این


است که " محبت اهل بیت (ع) بدون عمل و بندگی


مفید نیست، و خداوند با کسی خویشی ندارد و میزان


در قرب و بعد و ثواب و طاعت و معصیت خداست."


این روایات را چگونه تفسیر می فرمایید؟

 

جواب: دیدن یک روایت بدون ادله ی دیگر، نظیر تنها


به قاضی رفتن است، محبت و ولایت اهل بیت (ع)


خود، یک عمل است و واجب، بلکه از اعظم طاعات


و واجبات است، به حدی که فرموده اند:




" لم یناد بشیء کما{ما} نودی بالولایته."

 

به هیچ چیز، همانند ولایت فرا خوانده نشده است.

 


البته نماز، روزه، زکات و حج هم واجب است و


محبت هر قدر رتبه اش بیشتر باشد، اثر آن در اعمال


دیگر بیشتر خواهد بود. در قرآن شریف می فرماید:

 

( الا الموده فی القربی )

 

به جز مودت نزدیکان{من}.

 

اگر چیز دیگری غیر از مودت اهل بیت (ع) برای مردم نافع تر بود، بیان می شد. البته ما متاسفانه به آن ها محبت داریم، اما در راه و مکتب آن ها نیستیم، لذا مثل آن ها نماز نمی خوانیم و مثل آن ها حج به جا نمی آوریم و....

 

منبع: در محضر بهجت    ش: 482

 


 
روایتی ناب درباره آثار نماز
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ،۱۳۸۸  

در فضل نماز فعلا روایتی بالغ تر و رساتر از این روایت در نظرم نیست که می فرماید:

 

" الصلاه معراج المومن."

نماز، معراج و نردبان ترقی مومن است.

 

همچنین در روایت داریم:

 

" لو یعلم المصلی ما یغشاه من جلال الله، ما انفتل من صلاته."


اگر نماز گزار می دانست که ازجلال الهی چه اندازه او را فرا می گیرد، هرگز از نماز روی بر نمی گرداند.

 

و نیز از حدیث" کل شیء کما نودی بالولایته." :( به هیچ چیز به اندازه ی ولایت فرا خوانده نشده است.)


استفاده می شود که ولایت از بین عبادات خمس از همه بالاتر است، علت آن چیست؟ آیا به اعتبار این که ولایت از عقاید و اصول است؟ و صلاه فرعیت دارد؟ یا به اعتبار تلازم  ولایت است با آن چه مومن نماز گزار در نمازها تحصیل می کند؟

 

منبع : در محضر بهجت    ش: 133

 


 
آن ها آینده را می دیدند و ما از گذشته خبر نداریمّ!
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۸  

درباره ی آقایی که کرامت های بسیار از او نقل می کردند، گفته اند:

در مسافرتی وقتی به نزدیک اصفهان رسید، شب بود و هوا تاریک، فرمود: من در این شهر

بسترهای فحشا می بینم.

صبح شد،  وارد شهر شدند، فرمود:

وقت سحر بساط عیش فلان فلان را می دیدم. تا اینکه داخل شهر رفتند و....


آری، آن ها آینده را می دیدند، ولی ما گذشته را نمی بینیم، و نمی فهمیم که چه خبر بود!

تا از آن عبرت بگیریم و همانند گذشتگان در دام و فریب بیگانگان گرفتار نشویم.


منبع: در محضر بهجت    ش: ۵٣٧


 
راه علی-علیه السلام- را نرفتیم و........
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۸  

افراد بشر چه بیماری دارند که راحت نمی نشینند، و پیوسته برسر قدرت طلبی و ریاست و مقام با هم می جنگند؟!

ما همین قدر می فهمیم که ملک دنیا باقی و پا برجا نمی ماند وازبین می رود.

حضرت امیرالمومنین (ع) در وقت ریاست و حکومت ظاهری چه پوشاک و خوراکی داشت؟! حلوایش این بود که خرمای خشک را ریز ریز می کرد و داخل ماست می ریخت تا ماست شیرین شود، و آن رابا نان خشک (آن هم نان جو) میل می نمود و می فرمود:

ممکن است این ها را هم کسانی نداشته باشند.

ولی ما این راه را نرفتیم، و کفار کردند آن چه کردند وبر سر ما آوردند، آن چه آوردند.

منبع: در محضر بهجت        ش: ۵١٠


 
چه کار کنیم محیط خانواده گرم و با صفا باشد؟
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸۸  

هماهنگی و موافقت اخلاقی بین مردو زن در محیط خانواده از هر لحاظ وبه صورت صد درصد برای غیر انبیا و اولیا (ع) غیر ممکن است.

اگر بخواهیم محیط خانه، گرم و با صفا و صمیمی باشد، فقط باید، صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رافت را پیشه خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد.

اگر این ها نباشد اصطکاک و برخورد پیش خواهد آمد. و همه ی اختلافات خانوادگی از همین جا ناشی می شود.

خوشا به حال کسی که خطای خود را ببیند و به عیب خود توجه داشته باشد و عیوب دیگران را ندیده بگیرد و خود را کامل وبی نقض نبیند بلکه در مورد خطا و اشتباه خود را خطا کار ببیند.

ما باید باب توجیه خطا و اشتباه را به روی خود ببندیم، و برای هر خطا، زبان به استغفار بگشاییم، و اگر قابل جبران باشد جبران کنیم.

منبع: در محضر بهجت     ش: ۴٨٨


 
از هیچ به همه چیز با دستگیری ولی خدا
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸۸  

ابتدای حرکت انسان در مسیر کمال و معرفت، استعداد است که می تواند از هیچ به همه چیز برسد، و طرف و مقصد او خداست.

 

ربوبیت خدا هم اقتضا می کند که در مسیر حرکت تکاملی انسان تا سر منزل مقصود به او کمک و از او دستگیری کند. در دعای ابوحمزه آمده است:

 

" من این لی الخیریا رب، و لا یوجد الا من عندک."

 

پروردگارا، از کجا خیر به من برسد، در حالی که جز از نزد تو سر چشمه نمی گیرد.

 

حافظ ، ولی، رهبر، و همراه راه ما خداست، چنان که خود می فرماید:

 

" الله ولی الذین ءامنوا یخرجهم من الظلمت الی النور"

 

خداوند، سرپرست مومنان است و آنان را از تاریکی ها به سوی نور بیرون می آورد.

 

یعنی از ظلمات سرگردانی به سوی نور رهسپار می کند.

 

ما در دریای  زندگی در معرض غرق شدن هستیم، دستگیری ولی خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم، باید به ولی عصر-عجل الله تعالی فرجه الشریف- استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد همراه خود ببرد.

 

منبع: در محضر بهجت   ش: 505


 
ماجرای اصمعی و زن جوان
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸۸  

اصمعی (وزیر هارون) می گوید: در بیابانی خیمه ای دیدم، با خود گفتم به آن جا بروم، رفتم و دیدم زن جوان

و با جمالی در خیمه است، تا چشم آن زن به من افتاد، گفت: بفرمایید.

 

داخل شدم و گفتم: تشنه ام آبی بده، دیدم رنگش تغییر کرد. با من حرف نزد و به من آب نداد ولی دیدم نگاهش با دقت به بیرون خیمه است، تا این که شتر سواری از دور آمد و رسید و آن زن آبی را که به من نداده بود، با خود برداشت و رفت و دست و پای پیرمرد سیاهی را که تازه از راه رسیده بود، شستشو داد. ؟آن مرد بسیار بد اخلاق بود و به من هیچ اعتنا نکرد و با آن زن هم به تندی برخورد کرد. در هر حال از جا بلند شدم، آن خانم مرا بدرقه کرد.

 

گفتم: ای خانم، حیف از تو نیست که با این جوانی و جمال، به آن مرد دل بسته ای، به چه چیزآن مرد علاقه مندی؟ آیا به مالش، یا اخلاقش، یا جمال و زیبایی اش؟ او که پیرمرد بدترکیبی بیش نیست.

 

رنگ چهره ی خانم پرید و گفت: اصمعی، گمان نمی کردم تو که وزیر هارون هستی، نمامی و سخن چینی کنی؟!  پیغمبر (ص) فرمود:

 

" الایمان نصفه الصبر، و نصفه الشکر."

 

نیم ایمان صبر و نیم دیگر آن سپاسگزاری است.

 

من باید خدا را به واسطه ی این که نعمت جوانی و جمال را به من داده و اخلاق خوب نصیبم نموده شکر کنم و آن به این است که با این  شوهر بسازم و در برابر بد اخلاقی او صبر کنم، دنیا می گذرد و من می خواهم با ایمان کامل از دنیا بروم.

 

منبع: در محضر بهجت    ش: 487