آن ها آینده را می دیدند و ما از گذشته خبر نداریمّ!
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۸  

درباره ی آقایی که کرامت های بسیار از او نقل می کردند، گفته اند:

در مسافرتی وقتی به نزدیک اصفهان رسید، شب بود و هوا تاریک، فرمود: من در این شهر

بسترهای فحشا می بینم.

صبح شد،  وارد شهر شدند، فرمود:

وقت سحر بساط عیش فلان فلان را می دیدم. تا اینکه داخل شهر رفتند و....


آری، آن ها آینده را می دیدند، ولی ما گذشته را نمی بینیم، و نمی فهمیم که چه خبر بود!

تا از آن عبرت بگیریم و همانند گذشتگان در دام و فریب بیگانگان گرفتار نشویم.


منبع: در محضر بهجت    ش: ۵٣٧


 
راه علی-علیه السلام- را نرفتیم و........
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۸  

افراد بشر چه بیماری دارند که راحت نمی نشینند، و پیوسته برسر قدرت طلبی و ریاست و مقام با هم می جنگند؟!

ما همین قدر می فهمیم که ملک دنیا باقی و پا برجا نمی ماند وازبین می رود.

حضرت امیرالمومنین (ع) در وقت ریاست و حکومت ظاهری چه پوشاک و خوراکی داشت؟! حلوایش این بود که خرمای خشک را ریز ریز می کرد و داخل ماست می ریخت تا ماست شیرین شود، و آن رابا نان خشک (آن هم نان جو) میل می نمود و می فرمود:

ممکن است این ها را هم کسانی نداشته باشند.

ولی ما این راه را نرفتیم، و کفار کردند آن چه کردند وبر سر ما آوردند، آن چه آوردند.

منبع: در محضر بهجت        ش: ۵١٠


 
چه کار کنیم محیط خانواده گرم و با صفا باشد؟
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸۸  

هماهنگی و موافقت اخلاقی بین مردو زن در محیط خانواده از هر لحاظ وبه صورت صد درصد برای غیر انبیا و اولیا (ع) غیر ممکن است.

اگر بخواهیم محیط خانه، گرم و با صفا و صمیمی باشد، فقط باید، صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رافت را پیشه خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد.

اگر این ها نباشد اصطکاک و برخورد پیش خواهد آمد. و همه ی اختلافات خانوادگی از همین جا ناشی می شود.

خوشا به حال کسی که خطای خود را ببیند و به عیب خود توجه داشته باشد و عیوب دیگران را ندیده بگیرد و خود را کامل وبی نقض نبیند بلکه در مورد خطا و اشتباه خود را خطا کار ببیند.

ما باید باب توجیه خطا و اشتباه را به روی خود ببندیم، و برای هر خطا، زبان به استغفار بگشاییم، و اگر قابل جبران باشد جبران کنیم.

منبع: در محضر بهجت     ش: ۴٨٨


 
از هیچ به همه چیز با دستگیری ولی خدا
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸۸  

ابتدای حرکت انسان در مسیر کمال و معرفت، استعداد است که می تواند از هیچ به همه چیز برسد، و طرف و مقصد او خداست.

 

ربوبیت خدا هم اقتضا می کند که در مسیر حرکت تکاملی انسان تا سر منزل مقصود به او کمک و از او دستگیری کند. در دعای ابوحمزه آمده است:

 

" من این لی الخیریا رب، و لا یوجد الا من عندک."

 

پروردگارا، از کجا خیر به من برسد، در حالی که جز از نزد تو سر چشمه نمی گیرد.

 

حافظ ، ولی، رهبر، و همراه راه ما خداست، چنان که خود می فرماید:

 

" الله ولی الذین ءامنوا یخرجهم من الظلمت الی النور"

 

خداوند، سرپرست مومنان است و آنان را از تاریکی ها به سوی نور بیرون می آورد.

 

یعنی از ظلمات سرگردانی به سوی نور رهسپار می کند.

 

ما در دریای  زندگی در معرض غرق شدن هستیم، دستگیری ولی خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم، باید به ولی عصر-عجل الله تعالی فرجه الشریف- استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد همراه خود ببرد.

 

منبع: در محضر بهجت   ش: 505


 
ماجرای اصمعی و زن جوان
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸۸  

اصمعی (وزیر هارون) می گوید: در بیابانی خیمه ای دیدم، با خود گفتم به آن جا بروم، رفتم و دیدم زن جوان

و با جمالی در خیمه است، تا چشم آن زن به من افتاد، گفت: بفرمایید.

 

داخل شدم و گفتم: تشنه ام آبی بده، دیدم رنگش تغییر کرد. با من حرف نزد و به من آب نداد ولی دیدم نگاهش با دقت به بیرون خیمه است، تا این که شتر سواری از دور آمد و رسید و آن زن آبی را که به من نداده بود، با خود برداشت و رفت و دست و پای پیرمرد سیاهی را که تازه از راه رسیده بود، شستشو داد. ؟آن مرد بسیار بد اخلاق بود و به من هیچ اعتنا نکرد و با آن زن هم به تندی برخورد کرد. در هر حال از جا بلند شدم، آن خانم مرا بدرقه کرد.

 

گفتم: ای خانم، حیف از تو نیست که با این جوانی و جمال، به آن مرد دل بسته ای، به چه چیزآن مرد علاقه مندی؟ آیا به مالش، یا اخلاقش، یا جمال و زیبایی اش؟ او که پیرمرد بدترکیبی بیش نیست.

 

رنگ چهره ی خانم پرید و گفت: اصمعی، گمان نمی کردم تو که وزیر هارون هستی، نمامی و سخن چینی کنی؟!  پیغمبر (ص) فرمود:

 

" الایمان نصفه الصبر، و نصفه الشکر."

 

نیم ایمان صبر و نیم دیگر آن سپاسگزاری است.

 

من باید خدا را به واسطه ی این که نعمت جوانی و جمال را به من داده و اخلاق خوب نصیبم نموده شکر کنم و آن به این است که با این  شوهر بسازم و در برابر بد اخلاقی او صبر کنم، دنیا می گذرد و من می خواهم با ایمان کامل از دنیا بروم.

 

منبع: در محضر بهجت    ش: 487


 
نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ مهر ،۱۳۸۸  

 

نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خداست. چه قدر مردم در مراتب قوس صعود و نزول با هم تفاوت دارند!

نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همه ی مراتب خضوع و خشوع، ولی چه قدر تفاوت دارد نماز و حال کسی که حقیقتا نماز گزار و حاضر است، با نماز و حال کسی که ادای نماز گزار را در می آورد و شبیه نماز گزار است.

البته بلا کلام چنین کسی نیز تکلیفش ساقط است و عقاب ندارد، ولی نماز او آثار و خواص نماز حقیقی را ندارد.

ما شبیه و صورت نماز را به جا می آوریم و فایده ی آن فقط اسقاط تکلیف است، به خلاف نماز سلمان ( رحمه الله) که آن همه خواص و آثار در تنویر قلب داشت.

در حدیث قدسی آمده است:

" تنعموا بعبادتی فی الدنیا، فانکم تتنعون بها فی الاخره."

در دنیا از عبادت من برخوردار شوید و لذت ببرید، که در آخرت از آن لذت خواهید برد.

منبع: در محضر بهجت ش: 339


 
روایتی ناب در باره ی آثار نماز
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸۸  

در فضل نماز فعلا روایتی بالغ تر و رساتر از این روایت در نظرم نیست که می فرماید:

 

" الصلاه معراج المومن."

 

نماز، معراج و نردبان ترقی مومن است.

 

هم چنین در روایت داریم:

 

"لو یعلم المصلی ما یغشاه من جلال الله، ماانفتل من صلاته."

 

اگر نماز گزار می دانست که از جلال الهی چه اندازه او را فرا می گیرد، هرگز از نماز روی بر نمی گرداند.

 

ونیز از حدیث " کل شی ء من عملک تبع لصلاتک." (تمام اعمال تو در قبول یا رد ، تابع نمازت می باشد.)

معلوم می شود که نماز از همه ی اعمال عبادی بالاتر است.

 

اما از حدیث " لم یناد بشی ء کما نودی بالولایه." (به هیچ چیز به اندازه ی ولایت فرا خوانده نشده است.)

 

استفاده می شود که ولایت از بین عبادات خمس از همه بالاتر است، علت آن چیست؟ آیا به اعتبار این که ولایت از عقاید و اصول است؟ و صلاه فرعیت دارد؟ یا به اعتبار تلازم ولایت است با آن چه مومن نمازگزار در نمازها تحصیل می کند؟

 

منبع: در محضر بهجت          ش: 133


 
لزوم دعا برای تعجیل فرج و شرایط و نتایج آن
ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ،۱۳۸۸  

چه مصائبی بر امام زمان (عج) که مالک همه ی کره ی زمین است و تمام امور به دست او انجام می گردد، وارد می شود، و آن حضرت در چه حالی است و ما در چه حالی؟ او در زندان است و خوشی و راحتی ندارد، و ما چه قدر از مطلب غافلیم و توجه نداریم!

کسانی که در خواب و بیداری تشرف حاصل نموده اند، از آن حضرت شنیده اند که فرموده است: " برای تعجیل فرج من زیاد دعا کنید." خدا می داند تعداد این دعاها باید چه قدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آید.

قطعا اگر کسانی در دعا جدی و راستگو باشند و به هم ناراحتی اهل بیت (ع) مهموم، و به سرور آنان مستبشر باشند، مبصراتی خواهند داشت و قطعا مثل ما چشم بسته نیستند.

باید دعا را با شرط آن کرد. و توبه از گناهان از جمله شرایط دعا است، چنان که فرمودند:

"دعاء التائب مستجاب."

دعای شخصی که توبه کند، اجابت می گردد.

 

نه این که برای تعجیل فرج دعا کنیم و کارهایمان برای تعبید(دور کردن) و تاجیل(به تاخیر انداختن) فرج آن حضرت باشد!

 

منبع: در محضر بهجت      ش: 171